الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

200

الغدير ( فارسى )

- در چه گردابهاى مرگ‌خيزى كه فرورفت و چه اركان دينى كه برافراخت ؟ - از اين‌رو ، پيامبرش از جهانيان به برادرى بركشيد ، وه چه بهرهء شايان و چه رستگارى ! - و روز غدير ، بر همگانش مير و سالار نمود و از آن پيش امامى بود مقتداى انام . - در پيكار بدر سرهاى دليران را كند ، چونان كه شاهين تيزچنگال سر از تن جوجگان . - صاحب افتخار روز خيبر و آن پرچمى كه مرد سياه‌چرده با رسوايى شكست بازآورد . - فرمود : فردايش به مردى سپارم كه لبيك‌گويان حق و حرمت آن نگهدارد . - فرمود : پرچم مرا برگير و مردانه راه خيبر پيش گير كه تا پرچم من در دست تست ، بيم هزيمتش نيست . - امير المؤمنين دامن مردى به كمر زد و با پرچم رسول رهسپار گشت ، نصرت الهى پيشاپيش آن . - در دژ را بركند و كنارى فكند و دشمنان را شربت مرگ چشانيد . - مرحب خيبرى را كه قهرمان دليران بود ، به خون كشيد و دماغ يهوديان را به خاك ماليد . - از او پرس كه در « سلع » « 1 » چه كرد و چه دمارى از روزگار « عمرو » برآورد ، آنگاه كه آتش جنگ شعله‌ور بود . - و دلهاى دليران مىتپيد و زبانها از ترس در كام نمىجنبيد . - در برابرش كسى قد مردانگى افراشت كه با شمشير تيز ، پردگيان او را در ماتم گذاشت . - فرمود : اى على ! تويى كه پس از من با تأويل قرآن با سركشان پيكار خواهى كرد . - از اين‌رو ، با ناكثين كه عهد او در جمل شكستند ، جنگيد . روز صفين از قاسطين دمار كشيد . - و در روز نهروان خون مارقين بريخت ، و سرها از پيكرها جدا كرد . ( 12 ) باز هم غديريه در ثناى امير المؤمنين عليه السّلام :

--> ( 1 ) . كوهى است در كنار مدينه كه خندق به آن منتهى مىشد و عمرو از آنجا به داخل صفوف مسلمانان تاخت . ( م )